حسين علوى مهر
185
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
ى . يافتن يك فرضيهء علمى جديد و حمل قطعى آيه بر اين فرضيه . ك . تفسير ظاهرى يك آيه ، بدون در نظر گرفتن آيات ديگر ( كه در رابطه با هم هستند ) . روشن است تعريفهايى كه از ديدگاه دانشمندان گذشت برخى از آنها مشابه يكديگر است و برخى نيز نيازمند به توضيح بيشتر يا نقد و بررسى ، و بيان آنها در اين جا تنها به منظور آشنايى با ديدگاه دانشمندان بود ، نه نقد و بررسى آنها . نمونههايى از تفسير به رأى چنان كه در آغاز اين فصل گذشت ، اين شيوه از همان آغاز صدر اسلام با انگيزههاى سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى و . . . وجود داشته و همچنان ادامه دارد و در هر زمان به شكل جديدى رخ مىنمايد و امروزه نيز با شيوع افكار التقاطى ، مادى و سوسياليستى و علمزدگى ، نمونههاى جديدى از تفسير به رأى پديد آمده كه تفسير مادّى آيات و واژههاى قرآنى ، از آن جمله مىباشد . امروزه اين نوع تفسير از متون دينى به مراتب خطرناكتر و زيانبارتر از زمانهاى گذشته است . اين شيوه چه در شكل ترجمه و چه به صورت تفسير كه در نوشتههاى ، سوسياليستها ، ملىگراها و روشنفكران علم زده به چشم مىخورد ، اگر به تصور رونق گرفتن بازار دين شيوع پيدا كند ، موجب آن مىشود كه جنبههاى معنوى قرآن و دين ، محو و اسلام از درون تهى شده ، به صورت ظرفى خالى براى عرضهء افكار منحرف و الحادى درآيد . « 1 » و حتى مىبينيم مفسرانى ؛ مانند طنطاوى در تفسير « الجواهر » ، سيّد هبة الدين شهرستانى در « الهيئة و الاسلام » و كواكبى در « طبابع الاستبداد » گرفتار اين نوع تفسير شدهاند . اگر چه تفسير به رأى آنها به دور از اغراض فاسد بوده است ، ولى همين تفسيرها نيز كه به ظاهر جنبهء تطبيق علوم جديد با قرآن را داشتهاند ، زمينهء تفسير مادى آيات قرآن و معارف دينى را فراهم آورده و به تفسيرهاى ملحدان و منحرفان وجههء علمى بخشيده است .
--> ( 1 ) برگرفته از : كتاب مبانى و روشهاى تفسيرى / 234 ، تأليف آقاى عميد زنجانى .